نقش علم در فرایند تمدن‌سازی نوین اسلامی از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

جامعه شناس سیاسی

چکیده

برپایی تمدن نوین اسلامی به‌عنوان یک غایت و هدف در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. رسیدن به این غایت و برپایی تمدن نوین اسلامی نیازمند شاخص‌هایی است که یکی از این شاخص‌های اساسی علم و فناوری است. علم هم زمینه‌ساز ایجاد تمدن است و هم به بقاء و تداوم و شکوفایی آن نیز کمک می‌کند. در این مقاله به بررسی اندیشه‌های آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در خصوص نقش و اهمیت علم و تولید علم در برپایی تمدن نوین اسلامی خواهیم پرداخت. روش کار روش مطالعه میدانی است که با استفاده از بیانیات رهبر معظم انقلاب به تدوین رویکرد ایشان به نقش علم در تمدن نوین اسلامی پرداخته‌ایم. نتایج این مطالعات نشان داد که شاخص علم و تولید علم و فناوری یکی از پایاه‌های تمدن‌سازی و بقاءآن است. البته علمی متصل به وحی و نه مبتنی بر عقل خود بنیاد بشری. در این‌صورت است که تولید علم در مسـیر رشـد و  اعـتلای تمـدن اسـلامی خواهد بود.

تازه های تحقیق

نتایج این مطالعات نشان داد که شاخص علم و تولید علم و فناوری یکی از پایاه‌های تمدن‌سازی و بقاءآن است. البته علمی متصل به وحی و نه مبتنی بر عقل خود بنیاد بشری. در این‌صورت است که تولید علم در مسـیر رشـد و  اعـتلای تمـدن اسـلامی خواهد بود.

کلیدواژه‌ها


نقش علم در فرایند تمدن‌سازی نوین اسلامی از دیدگاه

آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی)

عباس خسروانی[1]، پیمان عین‌القضاتی[2]

تاریخ دریافت: 15/04/1398                                     تاریخ پذیرش: 13/06/1398

از صفحه 89 تا 104

چکیده

برپایی تمدن نوین اسلامی به‌عنوان یک غایت و هدف در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. رسیدن به این غایت و برپایی تمدن نوین اسلامی نیازمند شاخص‌هایی است که یکی از این شاخص‌های اساسی علم و فناوری است. علم هم زمینه‌ساز ایجاد تمدن است و هم به بقاء و تداوم و شکوفایی آن نیز کمک می‌کند. در این مقاله به بررسی اندیشه‌های آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در خصوص نقش و اهمیت علم و تولید علم در برپایی تمدن نوین اسلامی خواهیم پرداخت. روش کار روش مطالعه میدانی است که با استفاده از بیانیات رهبر معظم انقلاب به تدوین رویکرد ایشان به نقش علم در تمدن نوین اسلامی پرداخته‌ایم. نتایج این مطالعات نشان داد که شاخص علم و تولید علم و فناوری یکی از پایاه‌های تمدن‌سازی و بقاءآن است. البته علمی متصل به وحی و نه مبتنی بر عقل خود بنیاد بشری. در این‌صورت است که تولید علم در مسـیر رشـد و  اعـتلای تمـدن اسـلامی خواهد بود.

کلید واژه‌ها

تمدن، تمدن نوین اسلامی، علم، آیت‌الله خامنه‌ای.


مقدمه

یکی از شاخصه‌های اساسی در فرایند تمدن‌سازی نوین اسلامی تولید علم و پیشرفت علمی است. در دین مبین اسلام نیز بر فراگیری علم و مجهز شدن مسلمین به علم تأکیدات فراوانی شده است. از این‌رو می‌توان این ادعا را مطرح کرد که علم پایه تمدن است اگر چه شرط کافی برای مدنیت نیست. تـا آن‌جا که قرآن کریم، صاحبان علم را به درجات رفعت و بزرگی نوید می‌دهد: «یرفع الله الذین آمنوا منکم والـذین اوتـوا العلـم درجاتٍ والله بما تعلمون خبیر؛ خداى تعالى مؤمنین را به یک درجه، و علم داده‌شدگان را به چنـد درجـه برتـرى داده و خـدا.»(مجادله: 11)

رهبر معظم انقلاب نیز با اشاره به روایتـی از امیـرمؤمنـان (ع) بـه ارزش علـم در اسـلام اشـاره می‌نمایند: «در احادیثى که در زبان‌هاست و گاهى مورد تعمق قرار نمى‌گیرد، چقدر بعضى از نکات مهم هست: «النّـاس ثلاثـه: عالم ربانی و متعلم على سبیل نجاه و همج رعاع»؛ اصولاً ما سه دسته انسان داریم: انسان‌هایى دانشـمندند؛ انسـان‌هایى در طریـق دانستن هستند؛ بقیه، همج رعاع هستند. همج رعاع، یعنى انسان‌هاى سرگردان، بى‌ارزش و بى‌وزن. مى‌بینید که اسلام اصلاً نسـبت به علم، در درجه‌ى اول، ارزش را روى علم مى‌برد؛ چه داشتن علم و آموختن آن به دیگران و چه فراگیرى علم. محیط اسلامى، چنین محیطى است (بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی،‌ 05/07/1383).

«در نگاه نظام‌مند مقام معظم رهبری به علم، به‌مثابه کلید اقتدار و آقایی مسلمانان بر جهان یاد می‌شود. ایشان اعتقـاد دارنـد فردای بدون علم تاریک است و چراغ راه تحقق تمدن اسلامی مجاهده علمی است. علم از دیـدگاه ایشـان سـلطه‌آور اسـت و جامعه صاحب علم را قدرتمند می‌سازد. کسانی‌که دنیای معاصر را از حیث علمی و عملی در چنبره خود دارند، علم را به زیر آورده‌اند. از این رهگذر، تأکید فراوان می‌کنند که باید علم را فرا گرفت، بلکه بایسته است که تولیدکننده و صـادرکننـده آن شد و به‌مصرف آن نباید دل‌خوش کرد. روش تولید علم از نظر ایشان، اجتهاد به معنی مصطلح، یعنی استنباط از منـابع دینـی و رجوع به عقلی است که پشتوانه آن وحی است. در این‌صورت است که تولید علم در مسـیر رشـد و اعـتلای تمـدن اسـلامی خواهد بود. نکته بسیار مهم در مباحث ایشان در باب علم، اقدام مسلمانان در شکستن مرزهای دانش است. تأکید ایشان بر این است کـه تحجر و جزم‌گرایی در باب یافته‌های علمی گذشتگان و متفکران غربی، آفت اصلی تحقق رشـد علمـی اسـت. آزاداندیشـی و خودآگاهی جمعی راه‌ برون‌رفت از این مشکل است. ایشان اعتقاد راسخ دارند زمانی‌که علم با هدایت ایمان، عواطف صـحیح و معرفت روشن‌بینانه و آگاهانه همراه شود، معجره‌های بزرگی می‌کند».(معینی‌پور و لک‌زایی، 1391: 76-51).

ایشان نگاه اجتهادی در تولید فکر را به عرصه‌ای فراتر از فقه توسعه داده و تأکید دارند. «نگاه اجتهادى و عالمانه به عرصه‌هاى گوناگون، از علوم انسانى تا نظام تعلیم و تربیت رسمى و از اقتصاد و بانکدارى تا تولید فنى و فن‌آورى، و از رسانه‌هاى مدرن تا هنر و سینما و تا روابط بین‌الملل و ...، همه از لوازم این تمدن‌سازى است» (خامنه‌ای، 09/02/1392).

همان‌طور که علم به شکل‌گیری و پی‌ریزی تمدن‌ها منجر می‌شود و مایه رشد و تعالی آن‌ها می‌شود در صورت انحراف و جمود و تحجر به زوال تمدن‌ها سرعت خواهند بخشید.

«انحطاط و رکود تمدن اسلامی عوامل درونی متعددی نیز دارد که از آن جمله می‌توان به انحراف فکری و عملی مسلمانان از تعالیم اسلام، استبداد و خودکامگی حکومت‌ها در جهان اسلام، دنیاگرایی و انحطاط اخلاقی، فرقه‌گرایی که پـس از رحلـت رسول خدا(ص) امت اسلام چه از نظر سیاسی و چه از لحاظ فکری و عقیدتی به فرقه‌های گوناگون تقسیم شـدند، اشـاره کـرد. هم‌چنین تحجرگرایی به‌معنای ایستایی و تحول‌ناپذیری در حوزه اندیشه و تفکر به‌عنوان عاملی بازدارنده در شکوفایی اندیشـه دینی و رکود تمدن اسلامی به‌حساب می‌آید» (اسلامی‌فرد، 1389: 32).

باید توجه داشت که تعامل میان علم و تمدن اسلامی، تعاملی دوسویه است، بدین معنا که همـان‌گونـه کـه اسـلام نقشی اساسی در تولد، توسعه و تبلور بسیاری از شاخه‌های علم و دانش داشته است، علوم و نهادهای علمی نیز هم‌چون اهرمـی مستحکم در راستای احیاء تمدن اسلامی، می‌توانند مددرسان ما باشند.


بیان مسئله

تمدن‌ها محصول تلاش انسان‌ها برای حل مسائل و رفع موانع پیشرفت و فراهم کردن شرایط رشد و تعالی هرچه بیش‌تر انسان‌ها است. از این‌رو تمدن‌سازی ارتباط تنگاتنگی با مسئله‌های بشری و آرمان‌های او دارد. برای یک تمدن، عدم‌توفیق در حلّ مسائل و بسترسازی و ریل‌گذاری برای پیشرفت بشری و شکوفایی  استعدادهای او، به افول و زوال تمدن منجر خواهد شد. دنیای اسلام نیازها و چالش‌های کلانی دارد که پاسخ کلان به آن‌ها به معنا قرار گرفتن در مسیر تمدن‌سازی است. زمانی‌که نیازهای متراکم، پیچیده و شبکه‌ای را در جامعه شناسایی کردیم و برای آن‌ها پاسخ‌های کلان ارائه دادیم، این پاسخ‌های به نظام‌واره‌ای تبدیل خواهد شد که عملی کردن آن به معنای تمدن‌سازی خواهد بود.حال سؤال اساسی این است که در این مسیر تمدن‌سازی و تهیه پاسخ‌ها به سؤال‌های مطرح‌شده و تبدیل پاسخ‌ها به نظام‌واره، علم چه نقش و جایگاهی دارد و رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان ایده‌پرداز فرایند تمدن‌سازی نوین اسلامی نسبت به این مقوله چه دیدگاه و رویکردی دارند؟ آیا در شرایط فعلی، علم در جایگاه تمدن‌سازی خود قرار گرفته است؟

تعریف مفاهیم

تمدن

از منظر ویل دورانت[3]، تمدن را می‌توان به شکل کلی آن، عبارت از نظمی اجتماعی دانست که در نتیجۀ وجود آن، خلاقیـت فرهنگی امکان‌پذیر می‌شود و جریان پیدا می‌کند.(دورانت، 1373: 5). تایلر تمدن را چنین تعریف می‌کند: «فرهنگ یا تمدن، مفهوم گسـترده‌ای دارد کـه شـامل علـم و دانـش، اعتقـادات، هنـر،اخلاقیّات».(قانع، 1379: 132)

علامه جعفری می‌گوید: «تمدن عبارت است از برقراری نظم و هماهنگی در روابط انسان‌های یک جامعه که تصـادم‌ها و تزاحم‌ها ی ویرانگر را منتفی ساخته و مسابقه در مسیر رشد و کمال را قائم‌مقام آن‌ها بنماید، به‌طـوری‌کـه زنـدگی اجتمـاعی افراد و گروه‌های آن جامعه موجب بروز و به فعلیت رسیدن استعدادهای سازندۀ آن باشد (جعفری، 1375: 16).

به‌عقیده‌ی جامعه‌شناسان، تمدن حالتی مترقی است که ملت‌ها در پرتو آن تحت‌تأثیر تحولات جدید و مترقی قرار می‌گیرند یعنی تمدن نهایت ترقی ملت‌هاست به‌سوی وصول به مقام بلند علمی و فنی (خاکرند، 1390: 62).

هم‌چنین می‌توان گفت که تمدن عبارت است از مجموعه‌ی اندوخته‌ها و ساخته‌های مادی و معنوی بشر در طول تاریخ کـه زمینه‌ی مساعدی برای شکوفا شدن آزادانه‌ی هر استعدادی است.

 با دقت در تعاریف متعددی که از تمدن بیان شده است روشن می‌شود که هر کس با رویکردی خاص ایـن واژه را تعریـف کرده است؛ ولی به‌طور خلاصه همه‌ی آن‌ها حکایت‌گر این حقیقت است که «تمدن» مجموعه‌ی دسـتاوردهای مـادی و معنـوی بشر است (کاشفی، 1384: 51).

تمدن اسلامی

از ره‌آوردهای مهم اسلام در حیات بشری، پایه‌گذاری تمدن باشکوهی بود که از آن با عنوان تمدن اسـلامی یاد می‌شود. تمدن اسلامی، تمدن یک ملت یا نژاد خاصی نیست بلکه مقصود، تمدن ملت‌های اسلامی است که عرب‌هـا، ایرانیـان، ترک‌ها و دیگران را شامل می‌شود که به‌وسیله دین اسلام با یکدیگر متحد شدند و اسلام با آموزه‌های ناب آسـمانی، برنامـه‌ای استوار و هم‌سو با خواست‌های فطری بشر به ارمغان آورد و برای تعالی و پیشرفت فرد و جامعـه، احکـام و تعـالیمی را فـراهم کرد که زمینه پیدایش جامعه‌ی اسلامی مهیا شد.

این تمدن بیش از هر تمدن دیگر، به علم و دانش اهمیت داده و کهن‌ترین دانشگاه‌های جهان را پدید آورده اسـت و با تلفیق علوم گوناگون و افزودن بر آن‌ها میراث عظیم و تکامل یافته‌ای را تحویل بشریت داد. عـلاوه بـر نهضـت ترجمـه کـه موجب انتقال دانش سایر تمدن‌ها به جهان اسلام شد، مسلمانان خود نیز مبتکرانه به تولید علم و دانش پرداختند و از دانش سایر تمدن‌ها برای شکوفایی خویش بهره جستند، چنان‌که زرین‌کوب می‌نویسد: «در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن‌های پیشـین بـا تمدن اسلامی محسوب می‌شد، میراث تمدن‌های گذشته به عالم اسلام منتقل شد و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شـد که دیگر به ترجمه قانع نبود؛ بلکه به‌دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتـاب‌های دانشـمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می‌شد به‌دست اهلش می‌افتاد. (زرین کوب، 1385: 49)

این تمدّن اسلامی چگونه به‌وجود آمد؟ «برخی می‌گویند از آثار ایران گرفتند و برخی معتقدند که از آثار روم گرفتند. اما این حرف‌ها، حرف‌های جاهلانه و بچگانه است. حال فرض کنیم که ده عنوان کتاب از جایی ترجمه کردند، آیا با این ده عنوان کتاب، تمدّن درست می‌شود؟ آیا تمدّن اسلامی با ترجمه آثار یونانی و رومی و هندی درست شد؟ نه؛ جوهر تمدّن اسلامی، از درون خودش بود. البته تمدّن زنده، از دیگران هم استفاده می‌کند. آن‌چنان قدرت سیاسی، چنان قدرت علمی، چنان دنیاآرایی، چنان کشورداری و چنان استخدام تمام نیروهای زنده و سازنده و فعّال بشری، فقط بر اثر تعالیم اسلام به‌وجود آمده است» (بیانات امام خامنه‌ای در دیدار فرماندهان سپاه، 29/06/1373).

این پیشرفت‌های علمی آن‌چنان فراگیر بود که گاه فراتر از مرزهای جهان اسلام رفته و کل جهان را در بر می‌گرفـت. تـأثیر نفوذ مسلمانان آن‌قدر قابل توجه بود که ویلیام مونتگمری وات[4] اسلام‌شناس معاصر به صراحت می‌گوید: «هنگامی‌که انسان تمام جنبه‌های درگیری اسـلام و مسیحیت در قرون وسطی را در نظر بگیرد، روشن خواهد شد که تأثیر اسلام برای جامعـه مسـیحیت بـیش از آن اسـت کـه شناسایی شود. اسلام نه‌تنها در تولیدات مادی و اختراعات تکنولوژی اروپا شریک است و نه تنها اروپـا را از نظـر عقلانـی در زمینه‌های علم و فلسفه برانگیخت، بلکه اروپا را واداشت تا تصویر جدیدی از خود به‌وجود آورد. وی در جای دیگر می‌نویسـد: ما باید به مدیون بودن عمیق خودمان به اعراب و اسلام اعتراف کنیم» ( وات، 1378).


تمدن نوین اسلامی

مراد از تمدن نوین اسلامی، پیشرفت همه‌جانبه مظاهر مادی و معنـوی مسـلمانان در دو بخـش سـخت‌افزاری از قبیل علم، اختراع،، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین‌المللی و ... و بخش نرم‌افزاری به‌عنوان حاکمیت سبک زندگی در همـه مظاهر زندگی، بر اساس عقلانیت دینی معرفتی، عقلانیت اخلاقی حقوقی و عقلانیت ابزاری جهت شکوفا کردن مادیات و دنیـای مسلمانان در جهت پیشرفت دنیوی و سعادت اخروی است. از بررسی سخنان مقام معظم رهبری هم چنین بر می‌آید که منظور از تمدن، همان پیشرفت و ترقی است. ایشان می‌فرمایند: «پیشرفت همه‌‌جانبه را اگر به معنای تمدن‌سازی نوین اسلامی بگیریم ایـن تمدن دارای دو بخش ابزاری و حقیقی خواهد بود که سبک زندگی، بخش حقیقی آن را تشکیل می‌دهـد. ما د ر بخـش ابـزاری پیشرفت خوبی داشته‌ایم اما در بخش حقیقی خیر و باید آسیب‌شناسی کنیم» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جوانان خراسان شمالی، ۲۳/ ۷/ ۱۳۹۱). تمدن نوین اسلامی در پی آن است که ضمن بهره‌برداری از امکانات و ابزارهایی که در اثر پیشـرفت‌های علمـی و فنـی تمدنی بشر به‌دست آمده است، در کنار ایجاد رفاه و آسایش مادی، آرامش معنوی بشر را نیز به او عطا نماید.

هدف غایی در برقراری تمدن نوین اسلامی تحقق رسالت دینی، فرهنگی، انسانی و اسلامی‌مان در راستای فراهم آوردن زندگانی پاکیزه‌تر و حرکت به‌سوی حیات طیبه با بهره‌مندی از همه‌ی ظرفیت‌های مادی و معنوی‌ای است که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی انسان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است .حیاتی که در آن خردورزی، اخلاق، معنویت، انسان دوستی و روابط اجتماعی دین‌مدار و اخلاق‌مدار حاکم باشد. باید در زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی کرسی‌های نظریه‌پردازی سازمان‌دهی شوند و زمینه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و سبک‌شناسی زندگی مرتبط با آن‌ها تعریف شوند. آرایش ظلاهری این تمدن را باید در حکومت مردمی، در قوانین برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخ‌گویی  به نیازهای نوبه نوی بشر جست‌وجو کرد.

عبارت تمدن‌سازی نوین که توسط مقام معظم رهبری مطرح شده است در واقع همان احیاء تمدن اسلامی است که با پیروزی انقلاب اسلامی نگاه‌ها به آن معطوف گردیده است، یعنی احیاء عزت و کرامت انسان مسلمان در کنار برخورداری ازدستاوردهای علمی و تکنولوژیکی که می‌تواند نویدبخش ایجاد تمدنی نمونه باشد و تأکید مقام معظم رهبری بر عنصر پیشرفت همه‌جانبه به‌عنوان ماهیت واقعی تمدن نوین اسلامی در واقع به‌معنای تأکید بر عنصر حرکت و تعالی در همه عرصه‌ها و همه جنبه‌های زندگی مادی و معنوی است.

ادبیات نظری

بسیاری از اندیشمندان و شخصیت‌های علمى و فکری جهان، بر این عقیده‌اند که رهبری معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیش از آن‌که رهبر سیاسى یک کشور اسلامى باشد، یک شخصیت علمى برجسته در جهان اسلام و عرصه بین‌الملل است. در میان موضوعات و مسائل فکری جمهوری اسلامى ایران و فراتر از آن مسائل جهان اسلام، اندیشه‌ها و دیدگاه‌های ایشان در موضوع تمدن نوین اسلامى، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

«ایشان سه تجربه تمدنى شامل تجربه تمدنى عصر نبوی، تجربه تمدنى غرب (در موضع نقد و تمایزشناسى) و تجربه جمهوری اسلامى ایران را مورد توجه قرار داده‌اند. تحلیل تاریخى اندیشه تمدنى ایشان حائز این ویژگى‌هاست:

الف) ایشان جریان تمدنى اسلام را از عصر نبوی آغاز و آن را به تجربه تمدنى جمهوری اسلامى ایران متصل کرده‌اند.

ب) در تجربه تمدنى صدر اسلام، به نقش نبى مکرم اسلام (ص) در تأسیس تمدن اسلامى، درخشش تمدنى اسلام در قرن سوم و چهارم هجری و نیز به نقش جانشینان پیامبر (ص) با تأکید ویژه بر نقل و فعل امامان معصوم (ص) اشاره مى‌نمایند.

ج) در کنار بازخوانى تجربه تمدنى صدر اسلام، نگاه نقادانه‌ای نیز به تجربه تمدنى غرب داشته‌اند که البته این نقد، نه یک اظهارنظر سیاسى، بلکه نقد عالمانه و منصفانه است که هم به مشکلات تمدن غرب اشاره دارند و هم به ویژگى‌های قابل بهره‌برداری به‌عنوان یک تجربه بشری توجه کرده‌اند.

د) ایشان تجربه جمهوری اسلامى را در امتداد تمدن اسلامى تحلیل کرده، از همین منظر الزامات حرکت تمدنى آن را مطرح ساخته‌اند» (بهمنی، 1393: 201-202).

بنیان علمی تمدن نوین اسلامی

در مورد تاریخ تمدن اسلامی باید گفت که ظهور اسلام به‌عنوان نقطه آغازین تمدن اسلامی شناخته می‌شود و این دین آسمانی، طی یک قرن تمدنی را بنیان نهاد که قسمت اعظمی از جهان اسلام را در برگرفت (ابراهیم حسن، 1366: 2). این تمدن با رشد سریع خود، گفتمان جدیدی را در جهان آن زمان بنیاد نهاد که از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار متفاوت بود؛ به طوری‌که از حیث قدرت، ثروت و تفکر به جایگاهی چشم‌گیر دست یافت.

ظهور اسلام با خواندن و نوشتن، سوگند قرآن کریم بـه قلـم و تکـریم دانشمندان، نشانه اعجاز این دین مبین در اصلاح فرهنگ و پی‌ریزی تمدن است. روش قرآن کریم در امر به ژرف‌نگـری، خـردورزی، قرائت، کتابت، تمجید از علم و عالمان، از یک‌سو و سیره پیامبر اسلام (ص) در وجوب همگانی تحصیل علم، توصیه به دانش‌آموزی در شرایط سنی مطلوب، ضرورت تحصیل علم در هر زمان و در هر شرایط، تحمل مشکلات علم‌آمـوزی، تشـویق مسلمانان به حکمت‌اندوزی از هرکسی، لعن و نکوهش کتمان‌کنندگان دانش و آزادی اسیران جنگ بدر در قبال آموزش بـه ده نفر مسلمان از سوی دیگر؛ موجب نهضت علمی شکوهمندی در قلمرو اسلام گردید؛ علم‌آموزی در موضوعات مختلف تأسـیس مدارس و کتابخانه‌ها از برکات این نهضت علمی و جلوه‌هایی از تمدن اسلامی است که به‌تدریج جهانی شد.

اسلام نسبت به علم، مهم‌ترین حرکت و مهم‌ترین تحریک و تحریص را داشته است. تمدن اسلامى به برکت حرکت علمى که از روز اول در اسلام شروع شد، به‌وجود آمد. هنوز دو قرن به‌طور کامل از طلوع اسلام نگذشته بود که حرکت علمى جهش‌وار اسلامى به‌وجود آمد (همان، 05/07/1383).

وجود دانشمندان بی‌شمار حتی در منصب وزارت مانند: بوعلی‌سینا و خوارزمی، ظهور دائره‌المعارف‌ها، دانشگاه‌ها و کتـابخانه‌های بسیار بزرگ در کنار مسجدها، وجود فقیهان، متکلمان، فیلسوفان، ادبیان و شـاعران بـزرگ هم‌چـون شـیخ مفید، سـید رضی، سید مرتضی، شیخ طوسی، فارابی و نمونه‌های بسیار دیگر و هم‌چنین تألیف کتاب‌های بسـیار در موضـوعات متعـدد علمـی شاهدی گویا بر شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در آن دوران است.

در این دوران، هیچ تمدنى با سابقه‌های مختلف تاریخى توان رقابت با این فرهنگ عظیم را نداشتند.«در قرن سوم و چهارم هجرى در همه دنیاى آن‌روز، با سابقه تمدن ها، با حکومت‌هاى مقتدر، با میراث‌هاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است» (خامنه‌ای، 09/04/1390).

علم بدون اخلاق، بنیان تمدن غربی

تمدن غرب به‌عنوان یکى از تمدن‌های فعال امروز بشر همواره در معرض نقد و بررسى از نگاه صاحب‌نظران غربى و غیرغربى است. از موضع انتقادی، علم، مادیت و قدرت که از شاخص‌های تمدن غرب است، برای تعالى و پایداری یک تمدن ناکافى است. از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، تمدن غرب بدون اخلاق، معنویت و عدالت نمى‌تواند ابدی باشد. به‌بیان دیگر، آن‌چه آسیب پایداری و ماندگاری تمدنى است، عدم‌توازن در مختصات آن است: تمدن غرب تمدّنِ علم بدون اخلاق، مادیتِ بدون معنویت و دین و قدرتِ بدون عدالت است. امروز تمدّن غرب حتى در میان اجزاى خود، آن وحدت و انسجام و آن یگانگى و صداقت لازم را ندارد. یک نقطه که یک رشد مادى بیش‌ترى کرده است، بنابه طبیعت تمدن مادى، افزون‌طلب است، کلی تطلب است، تمامیت طلب است و بقیه بخش‌ها را نادیده مى‌گیرد. با این همه گرفتارى، با این همه مشکلات، تمدن مادى غرب ادعاى ابدیت مى‌کند! اما این ادعا، ادعاى واهى، غیرعملى و ناکام است» (همان، 14/07/1379).

تمدن نوین اسلامی آرمان جمهوری اسلامى ایران

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران اراده نوسازی و اعتلای تمدن اسلامی بیش از پیش قوت گرفت. موج بیداری جوامع مسلمان و اراده آن‌ها برای اعتلای دوباره اسلام و تمدن اسلامی موجب شد تا روند نوسازی تحت عنوان تمدن نوین اسلامی با تجربه‌ای از تمدن بزرگ اسلامی و احیای نکات مثبت آن و درس گرفتن از جنبه‌های منفی ان شکل بگیرد. یکی از مهم‌ترین ارکان تمدن اسلامی توجه ویژه آن به علم ودانش است که تمدن نوین اسلامی بی‌نیاز از آن نیست.

جمهوری اسلامى ایران زمینه و فرصتى را برای احیا و شکوفایى تمدن اسلامى پدید آورده است. از این منظر، ایجاد و احیای تمدن اسلامى یک امر حاکمیتى است و البته همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، یافتن نسبت این حاکمیت با امت اسلامى مهم و ضروری است. بنابراین آرمان نظام جمهورى اسلامى را مى‌شود در جمله کوتاه «ایجاد تمدّن اسلامى» خلاصه کرد (همان، 14/06/1392).

«آنچه نگاه به نخبگان را به‌عنوان یک فریضه، به‌عنوان یک واجب غیرقابل اجتناب بر همه‌ی مسئولان لازم می‌کند، یک هدف بزرگ است. یک هدف بزرگی در این‌جا وجود دارد؛ با این هدف حتماً بایستی نگاه به نخبگان یک نگاه جدّی، یک نگاه عملیّاتی، یک نگاه دلسوزانه و پیگیر باشد. آن هدف چیست؟ آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف -شریف در مقابل لئیم و پلید که بعضی از کشورها و بعضی از قدرت‌ها هستند- صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بین‌المللی (...) و برافرازنده‌ی پرچم تمدّن نوین اسلامی. ما یک چنین کشوری می‌خواهیم؛ هدف این است» (بیانات در دیدار نخبگان علمی جوان، 28/07/1395).

با چنین نگاهى به پیشینه تمدن اسلامى، برای آینده کشور جایگاه علمى بسیار بالایى را در نظر گرفته و این هدف‌گذاری را مطرح کشور باید در علم، در دانش و به تبع علم و دانش، در آن‌چه که مترتب بر علم کرده‌اند که است، در رتبه‌هاى اول جهان قرار بگیرد... باید برویم و برسیم (همان، 19/08/1385).

گفتمان‌سازی تولید علم

رهبر انقلاب با اشاره به فراگیر شدن گفتمان تولید علم در کشور و پدیدار شدن نتایج عملی آن، افزودند: تلاش و حرکت علمی در کشور به‌هیچ‌وجه نباید کُند یا متوقف شود بلکه باید با شتاب بیش‌تری ادامه یابد (دیدار نخبگان و دانشجویان بسیجی مدال‌آور دانشگاه شریف با رهبر انقلاب، 13/10/1395).

هر استادی، هر دانشجویی و هر پژوهش‌گری احساس بکند که تولید علم و پیشرفت علمی و جنبش نرم‌افزاری وظیفه‌ی او است که این کار را بایستی انجام بدهد. برای پیشرفت کشور واقعاً احتیاج داریم به این‌که مسئله‌ی علم و مسئله‌ی فنّاوری، بشود مسئله‌ی مطرح کشور. ما امروز در مسائل فضایی، در مسائل هسته‌ای، در نانو، در فنّاوری زیستی و دیگر موارد گوناگون، پیشرفت‌های زیادی داریم، پیشرفت‌های مهمّی داریم؛ این پیشرفت‌ها ناشی از همین گفتمان‌سازی است. وقتی گفتمان‌سازی شد، آن‌وقت همه به این فکر خواهند افتاد، یعنی در همه یک انگیزه‌ای به‌وجود می‌آید؛ کأنّه یک جادّه‌ی وسیع و یک بزرگ‌راهی به‌وجود می‌آید که همه میل می‌کنند از این بزرگراه حرکت کنند (بیانات در دیدار رییس‌جمهور و اعضای هیأت دولت، 03/06/1395).

یک مسئله‏ی دیگر هم که به‌شدت به شما ارتباط پیدا می‏کند، مسئله‏ی تولید علم است. خوشبختانه من می‏بینم در دانشگاه‌ها تولید علم و لزوم عبور از مرزهای دانش به یک گفتمان عمومی تبدیل شده. این خیلی برای من خرسندکننده و نویدبخش است (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان، 27/02/1388‌).

بنده از چندسال قبل از این، مسئله‏ی تولید علم و نهضت علم و خط‌شکنی علمی را مطرح و درخواست کردم. امروز خوشبختانه این به یک خواست عمومی در محیط‌های دانشجویی و علمی تبدیل شده است. می‏بینیم بارها از زبان دانشجوها و اساتید تکرار می‏شود (بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها، 13/07/1385)

در باور مقام معظم رهبری، تولید علم و معرفت معنای خاصى دارد که بیش‌تر بر نوآوری علمى اطلاق مى‌شود و این دقیقاً رودروی دیدگاه ترجمه و رونوشت‌برداری قرار دارد که جریان تحجر و وابستگى از آن پیروی مى‌کند (سبحانی، 1392: 264).

در ضرورت تولید فکر و علم برای تمدن‌سازی بر این باورند که «پایه اصلى تمدّن، نه بر صنعت و فن‌آورى و علم که بر فرهنگ و بینش و معرفت و کمالِ فکرى انسانى است» (خامنه‌ای،01/01/1373).

«هیچ ملتى بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژى و یک مکتب نمى‌تواند تمدن‌سازى کند. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان و بدون تلاش براى آن و پرداختن هزینه‌هاى آن، تمدن‌سازى امکان ندارد" (همان، 23/07/1391).

امروز نوبت ما است، امروز نوبت اسلام است. وَ تِلکَ الاَیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاس؛(۱) امروز نوبت مسلمین است که با همّت خود، تمدّن نوین اسلامی را شالوده‌ریزی کنند. هم‌چنان‌که اروپایی‌ها آن‌روز از دانش مسلمین استفاده کردند، از تجربه‌ی مسلمین استفاده کردند، از فلسفه‌ی مسلمین استفاده کردند، ما [هم] امروز از دانش جهان استفاده می‌کنیم، از ابزارهای موجود جهانی استفاده می‌کنیم برای برپا کردن تمدّن اسلامی، منتها با روح اسلامی و با روح معنویّت. این وظیفه‌ی امروز ما است. امروز، وظیفه‌ی امّت اسلامی تنها این نیست که به یادبود ولادت پیغمبر یا بعثت پیغمبر جشن برپا کند؛ این کار کوچک و کمی است نسبت به آن‌چه وظیفه‌ی او است. دنیای اسلام امروز وظیفه دارد مثل خود اسلام و مثل خود پیغمبر، روحی در این دنیا بدمد، فضای جدیدی ایجاد کند، راه تازه‌ای را باز کند. ما به این پدیده‌ای که در انتظار آن هستیم می‌گوییم «تمدّن نوین اسلامی». ما باید دنبال تمدّن نوین اسلامی باشیم برای بشریّت (بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى، 08/10/1394‌).

ما می‌توانیم تمدّن نوین اسلامی را برپا کنیم و دنیایی بسازیم که سرشار باشد از معنویّت و با کمک معنویّت و هدایت معنویّت راه برود (بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/09/1392).

بحث و نتیجه‌گیری

توصیه‌های فراوان در مورد علم و دانش و اهمیت آن جایگاه ویژه‌ای در آیات قران و سیره عملی و نظری حضرت محمد (ص) و ائمه معصومین دارد، همین رویکرد مثبت و سفارش‌های مؤکد به امر اموزش انقلابی را در میان مسلمانان به‌وجود آورد که تمدن بزرگ اسلامی بر مبنای آن شکل گرفت و بالید. تمدنی که در مقایسه با تمدن‌های هم عصرش جایگاهی بسیار رفیع داشت و هیچ‌کدام را یارای مقابله با آن نبود و در اندک زمانی همه به جیره‌خواران سفره علم و فناوری‌اش تبدیل شدند.

تمدن نوین اسلامی، تمدنی است که ضمن پاسخ‌گویی به نیازهای طبیعی و مادی انسان‌ها بعد معنوی و روحی آنان را به سمت کمال و سعادت راهنمایی می‌کند و این ساختار مطلوب که ریشه در برنامه‌های انسان‌ساز اسلامی دارد نه تنها بعد مادی و سخت‌افزاری تمدن را نفی نمی‌کند بلکه به آن جهت داده و آن‌را از آفاتی که بشر دچار آن شده است مثل پوچ‌گرایی، عدم احساس امنیت، نابرابری، و فقدان معنی در زندگی نجات خواهد داد. و طلیعه این تمدن نوین اسلامی همان تداوم و استمرار انقلاب اسلامی و برپایی و اسقرار نظام جمهوری اسلامی است که توانسته دو بعد اصلی تمدن یعنی نرم‌افزاری و سبک زندگی و بعد سخت‌‌افزاری و مظاهر توسعه و پیشرفت را در کنار هم دیگر تعریف کند و بشارت به برپایی این تمدن نوین اسلامی را به بشریت بدهد. «نمی‌شود یک تمدن را به صرف این‌که ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسین کرد؛ در حالی‌که در داخل آن، این مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگی مردم را فرا گرفته. اصل اینهاست؛ آن‌ها ابزاری است برای این‌که این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش کنند، با امید زندگی کنند، با امنیت زندگی کنند، پیش بروند، حرکت کنند، تعالی انسانىِ مطلوب پیدا کنند» (بیانات در دیدار جوانان خراسان شمالی، 23/07/1391).

به‌فرموده مقام معظم رهبری، پیروزی اسلام و احیای تمدن اسلامی وعده حتمی الهی است. شرایط زمان به نفع اسلام و بیداری اسلامی در جریان است که اگر به‌خوبی مدیریت شود، پیروزی اسلام‌گرایان در کشورهای اسلامی قطعی است. هدف نهایی را باید امت واحده‌ اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه‌ دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد. در نگاه مقام معظم رهبری تمدن اسلامی غایت حرکت و چشم‌انداز مشترک امت اسلامی در سطح کلان و الگوی زندگی در جوامع اسلامی در سطح خرد است، ولی درباره چگونگی دست‌یابی به تمدن اسلامی، در نظریه ایشان که با سیر تکوین جمهوری اسلامی ایران گره خورده است، فرایندی قابل شناسایی است که در آن تشکیل نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی مقدمه دست‌یابی به تمدن نوین اسلامی دانسته می‌شود.


منابع

-      ابراهیم‌حسن، حسن (1366). «تاریخ سیاسی اسلام: از آغاز تا انقراض دولت اموی». ترجمه، ابوالقاسم پاینده، تهران: جاویدان.

-      اسلامی‌فرد، زهرا (1389). «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام: قم، دفتر نشر معارف.

-      بهمنی، محمدرضا (1393). «تمدن نوین اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای». فصلنامه علمى پژوهشى فلسفه والاهیات سال نوزدهم، شماره دوم.

-      جعفری، اسمر (1390). «تمدن اسلام و غرب». نشریه آموزش معارف اسلامی، شماره 4، دوره 23، تابستان.

-      جعفری، محمدتقی (1375). ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

-      خاکرند، شکرالله (1390). «سیر تمدن اسلامی». قم، بوستان کتاب.

-      زرین‌کوب، عبدالحسین (1385). «کارنامه اسلام». تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ یازدهم.

-      قانع، احمدعلی (1379). «علل انحطاط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن». تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی.

-      کاشفی، محمدرضا (1384). «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی:، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی.

-      معینی‌پور، مسعود؛ لک‌زایی، رضا (1391). «ارکان امت واحده و تمدن اسلامی از منظر امام خمینی و مقام معظم رهبری». مجله مطالعـات انقلاب اسلامی، سال 9 شماره 28، صص 51-76.

-      وات، ویلیام مونتگمری (1378). «ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺍﺭﻭﭘﺎﻱ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﻲ». ترجمه، ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﺤﻤﺪﻱ، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره.

-      ویل دورانت (1373). «تاریخ تمدن». ترجمه، احمد آرام و دیگران، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، دوره یازده جلدی، جلـد اول.

 

 



1- پژوهش‌گر، دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران. نویسنده مسئول. (رایانامه: abbas362@gmail.com)

2- پژوهش‌گر، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی Taha_gh2006@yahoo.com

[3]- Will Durant

[4]- W. Montgomery Watt

-      ابراهیم‌حسن، حسن (1366). «تاریخ سیاسی اسلام: از آغاز تا انقراض دولت اموی». ترجمه، ابوالقاسم پاینده، تهران: جاویدان.
-      اسلامی‌فرد، زهرا (1389). «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام: قم، دفتر نشر معارف.
-      بهمنی، محمدرضا (1393). «تمدن نوین اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای». فصلنامه علمى پژوهشى فلسفه والاهیات سال نوزدهم، شماره دوم.
-      جعفری، اسمر (1390). «تمدن اسلام و غرب». نشریه آموزش معارف اسلامی، شماره 4، دوره 23، تابستان.
-      جعفری، محمدتقی (1375). ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
-      خاکرند، شکرالله (1390). «سیر تمدن اسلامی». قم، بوستان کتاب.
-      زرین‌کوب، عبدالحسین (1385). «کارنامه اسلام». تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ یازدهم.
-      قانع، احمدعلی (1379). «علل انحطاط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن». تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
-      کاشفی، محمدرضا (1384). «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی:، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی.
-      معینی‌پور، مسعود؛ لک‌زایی، رضا (1391). «ارکان امت واحده و تمدن اسلامی از منظر امام خمینی و مقام معظم رهبری». مجله مطالعـات انقلاب اسلامی، سال 9 شماره 28، صص 51-76.
-      وات، ویلیام مونتگمری (1378). «ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺍﺭﻭﭘﺎﻱ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﻲ». ترجمه، ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﺤﻤﺪﻱ، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره.
-      ویل دورانت (1373). «تاریخ تمدن». ترجمه، احمد آرام و دیگران، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، دوره یازده جلدی، جلـد اول.